محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
16
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و زقى به سبب مشابهت آن به خيك پر آب است كه چون حركت دهند ، آواز آب از آن آيد و اين را بدترين انواع گفتهاند . و استسقاى مركب چهار نوع است ؛ زيرا كه مركب يا از دو نوع است مانند مركب از لحمى و زقى و يا از لحمى و طبلى و يا از زقى و طبلى و يا از هر سه . « 1 » اسهال اسهال : مرضى را نامند كه حادث شود در مواد بدنيه و حركت كند معاى مستقيم و دفع گردد از آن فضول زياده از مقدار طبيعى و بالإجمال آن كه برآمدن مواد بدنيه است به طريق معاى مستقيم ، زياده از مقدار طبيعى و از هر عضو كه باشد منسوب بدان مىدارند ؛ مانند : معوى و معدى و كبدى و مرارى و دماغى و طحالى و ماساريقى و بدنى و همچنين از هر خلط كه باشد موسوم بدان ، مانند : دموى و صفراوى و بلغمى و سوداوى و اگر آن را ادوار و اوقات معين باشد ، آن را دورى نامند و اسهال معوى گاه با سحج و گاه بدون سحج مىباشد و بىسحج را زلقى نامند و لهذا مراد از مطلق معوى ، سحجى است . و نيز اسهال ، كبدى و ماساريقى مىباشد و فرق ميان كبدى و ماساريقى آن است كه كبدى متغير مىباشد با آن رنگ بول نيز به خلاف ماساريقى و فرق ميان آن هر دو و معوى آن است كه خلط مندفع از كبدى بسيار مىباشد و غير مخلوط به براز بلكه خلط بعد از براز دفع مىگردد و بدون مغص و سحج و مرّات آن كم به خلاف معوى كه با مغص و سحج و درد و اندك اندك و متصل به هم . اسهال دموى : اگر از انفتاح عرقى باشد از عروق معاى دقاق ، اول غايط دفع گردد ، سپس خون رقيق آيد با رياح و قراقر و زَبَد و اگر از معاى غلاظ باشد ، اول غايط با خون برآيد پس بىخون و با آن علامت بواسير نباشد ، و اگر به سبب سحج اخلاط مادهء حريفه و يا اسهال بسيار باشد كه خراشيده شود سطح امعا و اين با عطش بسيار و مخلوط به ظاهر غايط باشد . « 2 »
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان ، ص 53 و 54 .